تبليغاتX
                                                          سجاده من

sajadeh-man.blogfa.com

ماه فرو ماند از جمال محمد (ص)

سرو نباشد به اعتدال محمد (ص)

قدر فلك را كمال و منزلتى نيست

در نظر قدر با كمال محمد (ص)

وعده ديدار هر كسى به قيامت

ليله اسرى شب وصال محمد (ص)

آدم و نوح و خليل و موسى و عيسى

آمده مجموع در ظلال محمد (ص)

عرصه گيتى مجال همت او نيست

روز قيامت نگر مجال محمد (ص)

و آن همه پيرايه بسته جنت فردوس‏

بو كه قبولش كند بلال محمد (ص)

همچو زمين خواهد آسمان كه بيفتد

تا بدهد بوسه بر نعال محمد (ص)

شمس و قمر در زمين حشر نتابد

نور نتابد مگر جمال محمد (ص)

شايد اگر آفتاب و ماه نتابد

پيش دو ابروى چون هلال محمد (ص)

چشم مرا تا به خواب ديد جمالش

خواب نمى‏گيرد از خيال محمد (ص)

سعدى اگر عاشقى كنى و جوانى

عشق محمد(ص) بس است و آل محمد(ص)

"سعدى شيرازى‏"

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم مرداد 1385ساعت 0:0  توسط احمد عزیزی  | 

sajadeh-man.blogfa.com

         * آيا مي‌دانيد پيامبر اکرم صلوات الله عليه پزشک سيار است يعني چه؟

اميرالمؤمنين، پـيامبر اكـرم صلي الله عليه و آله را بـا اوصاف بسيار زيبايي به مردم معرفي مي‌كند:

" طبِيبٌ دَوّارٌ بِطبّهِ، قَد اَحكَمَ مَرَاهِمَهُ وَ اَحْمَي مَوَاسِمَهُ يَضَعُ ذَلِكَ حَيْثُ الحَاجَة اِلَيه، مِن قـلوبٍ عُمْي وَ اذانٍ صُمّ وَ اَلسِنةٍ بُكمٍ، مَتتبعٌ بِـدَ وَائِهِ مَـوَاضِعَ الغـفلَةِ وَ مَواطِنَ الحَيرَة."(1)

اميرالمؤمنين فرمود:

پيامبر؛

- پزشک سيّار است: او براي درمان بيمارانش حركت مي‌كند و خود به سراغ آنان مي‌رود. (چرا که برخي از پزشکان مي‌نشينند تا بيمار به نزدش برود. يکي از فرق‌هاي نبي و رسول در همين موضوع است.)

- متخصص و درد شناس است: دردهـا را بـه خـوبي تشخيص مي‌دهد، حتي بيماري‌هاي روحي و رواني را مي‌شناسد.

- نسخه‌هاي شفابخش دارد: نسخه‌هاي او تمام بيماري‌ها، حتي قـلب‌هاي كـور و گـوش‌هاي سنگين و زبان‌هاي لال را شفا مي‌دهد و با داروي خود به دنبال بيماران غافل و سرگردان است.

پي‌نوشت:

1- نهج البلاغه، خطبه 108.

*آيا مي‌دانيد استغفار رسول خدا صلي الله عليه و آله به چه نحو بود؟

در كتاب كافى از زيد شحام از امام صادق عليه السلام نقل شده است كه فرمود: رسول خدا صلوات الله عليه در هر روز هفتاد بار توبه مى‏كرد، پرسيدم آيا هفتاد بار مى‏گفت "استغفر الله و اتوب اليه"؟ فرمودند: نه، بلكه مى‏گفت: "اتوب الى الله" عرض كردم رسول خدا صلي الله عليه و آله توبه مى‏كرد و گناه مرتكب نمى‏شد و ما توبه مى‏كنيم و باز تكرار مى‏نمائيم، فرمود: "الله المستعان؛ بايد از خدا مدد گرفت." (1)

نكته:

استغفار انبيا به جهت دفع گناه بوده چرا كه آنان معصوم از گناهند بر خلاف ساير افراد كه استغفارشان براي رفع گناهي است كه مرتكب شده‌اند.

پي‌نوشت:

1- كافى، ج 2، ص 432.

*معرفي پيامبر از زبان خدا

خداي متعال در قرآن كريم پيامبر خود را با چهار صفت بسيار مهم به مردم معرفي مي‌كند:

"لقد جائَكم رَسولٌ مِن انفسِكم عَزيزٌ عَليهِ مَا عَنِتمْ حَرِيصٌ عَليكم بالمُؤمِنِين رَوُفٌ رَحيم"(توبه/128)

- مردمي است: چون از مردم است به همه دردها و مشكلات آنان آشنا است؛ " مِنْ اَنفُسِكم"

- دلسوز است: از هر گونه ناراحتي و رنج و زيان مردم سخت ناراحت مي‌شود؛ "عَزيزعليه مَا عَنتم"

- علاقه زيادي به مردم دارد: عشق بسيار به خير و سعادت و پيشرفت و بزرگي و مجد و هدايت مردم دارد؛ "حَريصٌ عَليكم"

- مهربان و رئوف است: نسبت به مؤمنين مهرباني و رأفت خاصي دارد؛ " بِالمُؤمِنينَ رَؤفٌ رَحيم"

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 12:0  توسط احمد عزیزی  | 

ماه رجب

پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله)مى فرمايد: رجب، «شهرالله الأصمّ» است; و بدان سبب آن را «اصمّ» ناميدند كه هيچ ماهى به پايه عظمت آن نمى رسد; مردم زمان جاهليت به رجب حرمت مى نهادند و آنگاه كه اسلام درخشيدن گرفت، بر حرمت آن افزود. بدانيد كه رجب، ماه خدا شعبان، ماه من و رمضان، ماه امت من است پس هركس يك روز از رجب را روزه بدارد، مستحقّ رضوان الهى گردد و روزه اش غضب الهى را خاموش كند و خداوند درى از درهاى جهنّم را بر او ببندد. اگر كسى به اندازه تمام زمين طلا انفاق كند، برتر از روزه يك روز آن نخواهد بود... هرگاه شب شود، دعايش مستجاب خواهد بود: يا در دنيابه او عطا خواهد شد و يا براى آخرت او ذخيره مى شود... حضرت رسول خدا(صلى الله عليه وآله) سپس ثواب دو، سه، چهار، پنج، تا سى روز، روزه ماه رجب را تك تك با توضيح كامل بيان فرمود.

در همين زمينه امام كاظم(عليه السلام) مى فرمايد: رجب، نام نهرى در بهشت است كه از شير سفيدتر و از عسل شيرين تر است; بنابراين هركس يك روز از ماه رجب را روزه بدارد، خداوند از آن نهر به او خواهد نوشاند.

همچنين آن حضرت در روايت ديگرى مى فرمايد: رجب، ماه عظيمى است كه خداوند، اعمال نيك را در آن چند برابر مى فرمايد و گناهان را در آن محو مى كند. پس هركس يك روز از ماه رجب را روزه بگيرد، به اندازه مسير يك سال از جهنّم دور و هركس سه روز از آن ماه را روزه بدارد، بهشت بر او واجب مى شود.

اسوه اهل معرفت و عبادت، مرحوم سيدبن طاوس در مورد افرادى كه قبل از اسلام در دوره جاهليت، مورد ظلم و ستم ديگران قرار گرفتند اما به انتظار ماه رجب نشستند و در آن ماه پربركت، خداى را بخواندند و حضرت حق، دعايشان را مستجاب فرمود و بلا و گرفتارى را از آنها بگرداند، چند داستان نقل كرده است كه ما يكى از آن ها را در اينجا مى آوريم: شخصى، گذارش به مردى افتاد كه نابينا، بيمار و خانه نشين شده بود. او از ديگران پرسيد: چرا اين بيمار گرفتار، از خداى متعال عافيت نمى خواهد؟ به او پاسخ دادند آيا او را نمى شناسى؟ او به نفرين شخصى به نام «عياض» گرفتار شده است.

او گفت: عياض را فراخوانيد تا ماجراى اين مرد نابينا را براى ما بازگويد. وقتى عياض آمد به او گفت: داستان پسران «ضيعا» را كه اين مرد از جمع آنهاست براى ما بگو; عياض گفت: اين داستان از داستان هاى دوره جاهليت است; و من دوست ندارم پس از آمدن اسلام، ديگر آن را بازگويم. آن شخص گفت: شايسته است كه آن را براى ما بازگويى. عياض گفت: پسران ضيعا، ده نفر بودند و خواهرى داشتند كه همسر من بود. آنان با من درگير شدند و همسرم را از من جدا كردند. من هرچه آنان را به خداوند سوگند دادم و احترام خويشى و قرابت را يادآورى كردم، فايده اى نبخشيد. من صبر كردم تا ماه رجب، اين ماه محترم الهى فرا رسيد و آنگاه دست به دعا برداشتم و با حال خستگى و درماندگى خداى را بخواندم و تقاضا كردم كه همه شان نابود و يكى شان نابينا و زمين گير شود. خداى متعال دعايم را مستجاب فرمود و همه شان نابود شدند جز اين مرد، كه نابينا و خانه نشين شده است.

بارى در كرامت و فضيلت اين ماه، حضرت امام صادق(عليه السلام) نيز مى فرمايد: آن گاه كه قيامت برپا شود، منادى الهى فرياد زند: «أين الرجبيّون؟»; كجايند آنانكه ماه رجب را گرامى داشتند و از آن، بهره ها بردند؟ از آن انبوه جمعيت، گروهى برخيزند كه نور جمالشان محشر را روشن كند. بر سر آنان تاج هاى شاهى كه مرصّع به درّ و ياقوت است، قرار دارد و در طرف راست هرنفر از آنان هزار فرشته، در سمت چپ نيز هزار فرشته به او كرامت و تعظيم الهى را تبريك گويند. از جانب الهى ندا آيد: بندگان و كنيزانم، به عزت و جلالم سوگند، شما را جاى و مقام گرامى و عطاياى فراوان دهم و شما را در جايى جاى دهم كه از زير آن نهرها جارى است و شما در آن جاويد خواهيد بود زيرا شما داوطلبانه براى من در ماهى كه من بزرگش داشتم روزه گرفتيد. سپس، خطاب به فرشتگان فرمايد: فرشتگان من! بندگان و كنيزان را به بهشت داخل كنيد. در اينجا حضرت صادق(عليه السلام) فرمود: اين پاداش، براى كسى است كه گرچه يك روز از اول يا وسط يا آخر ماه رجب را روزه بدارد.

پيامبر گرامى ما در بيان عظمت و اهميت ماه رجب مى فرمايد: خداى متعال، در آسمان هفتم، فرشته اى به نام «داعى» قرار داده است. هرگاه ماه رجب فرا رسد، آن فرشته دعوت كننده، هرشب تا به صبح گويد: خوشا به حال كسانى كه به ذكر الهى مشغولند; خوشا به حال كسانى كه با ميل و رغبت تمام، رو به سوى درگاه خدا آرند. و خداوند مى فرمايد: من همنشين كسى هستم كه با من همنشين باشد، و مطيع كسى هستم كه فرمان مرا ببرد و آمرزنده ام كسى را كه از من طلب آمرزش كند. اين ماه رجب ماه من، بنده هم بنده من، و رحمت هم از آن من است; هركس مرا در اين ماه بخواند، پاسخ مثبت دهم; و هركس از من چيزى بخواهد، به او عطا كنم; و هركس از من هدايت جويد، هدايتش كنم.

من اين ماه را وسيله ارتباط بين خود و بندگانم قرار داده ام پس هركس به آن چنگ زند، به من مى رسد.

گرچه تمام ماه رجب، نزد خداوند و اولياء گراميش عزيز و ارجمند است ليكن برخى از اوقات آن، فضيلت ويژه اى دارد; مثلا اوّلين شب جمعه ماه رجب، داراى امتيازى بزرگ است. پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) مى فرمايد: از اولين شب جمعه ماه رجب غافل نشويد; فرشتگان آن را «ليلة الرغائب» مى نامند. چرا كه وقتى يك سوم از شب گذشت، هيچ فرشته اى نيست مگر اينكه در كنار كعبه مشرفه آيد; آنگاه خداوند نظر مرحمت به آنان كند و فرمايد: فرشتگانم! هرچه خواهيد از من بخواهيد. فرشتگان گويند: بارالها حاجت و خواسته ما آن است كه روزه داران ماه رجب را بيامرزى; خداوند متعال فرمايد: آمرزيدم.

يكى از كارهاى مهم و شايسته در ماه رجب، كمك به مستمندان است. امام صادق(عليه السلام) از پدران گراميش از امام على(عليه السلام) نقل مى كند كه آن حضرت فرمود:...هركس به خاطر خدا در ماه رجب صدقه بدهد، خداوند وى را آنچنان اكرام فرمايد كه نه چشمى ديده و نه گوشى شنيده و نه بر قلب انسانى خطور كرده باشد.

در بيان فضيلت ماه رجب، به همين چند حديث شريف بسنده مى كنيم و مى گوييم: اگر هيچ حادثه اى در ماه رجب رخ نمى داد، باز هم رجب ارزش خاص و ويژگى استثنائى خود را داشت; ليكن حوادثى در آن به وقوع پيوسته است كه مهمترین آن، در روز بیست و هفتم این ماه است؛ چرا كه آخرين پيامبر برگزيده الهى حضرت محمد(صلى الله عليه وآله) در اين روز از جانب خداى متعال مأمور هدايت مردم و ابلاغ هدايت و رسالت الهى گرديد.

بندگان صالح و آگاه الهى، ماه رجب و شعبان را به عنوان زمينه و مقدمه اى جهت كسب آمادگى براى درك درست و شايسته ماه مبارك رمضان به حساب مى آورند. خوشبختانه هم اكنون در برخى از شهرهاى كشور عزيزمان ايران، اهل عبادت و معرفت دو برنامه دارند و آن ها را با هم اجرا مى كنند: يكى «اعتكاف» كه دستور اكيد اسلام است با احكام و دستورات ويژه اش و ديگرى برنامه اى به نام عمل ام داود، دستورى كه از حضرت امام صادق(عليه السلام) به ما رسيده است.

براى آگاهى از برنامه ها و عبادات و دعاهاى اين ماه به كتب ادعيه چون «مفاتيح الجنان»، «اقبال الأعمال» و غيره مراجعه كنيد.

صلوات

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385ساعت 23:49  توسط احمد عزیزی  | 
امام صادق(ع) می فرمایند:

ان الله-عز وجل-فرض عليكم الصلوات في احب الاوقات اليه، فاسئلوا الله حوائجكم عقبب فرا ئضكم

به درستي كه خدا وند نماز هاي واجب را در محبوبترين اوقات واجب كرد ،پس حاجات خود را بعد از نماز هايتان بخواهيد.

منبع :  بحارالانوار،ج85،ص324

--------------------------------------------------------------------------------------------

امام صادق(ع) می فرمایند:

ركعتان يصليها المتعطر ،افضل من سبعين ركعه يصليها غير متعطر

دو ركعت نماز با عطر ،بهتر از هفتاد ركعت نماز كسي كه عطر نزده است.

منبع :  مكارم الاخلاق، ص42

--------------------------------------------------------------------------------------------

امام علی (ع) می فرمایند:

من صلي باذان واقامه صلي خلفه صف من الملئكه، لايري طرفاه ومن صلي باقامه صلي خلفه ملك

هر كس نمازش را با اذان واقامه بخواند ،صفي از فرشتگان پشت سر او نماز مي ايستند كه دو طرفآنصف ديده نمي شود وهر كس كه نماز خود را با اقامه تنها بخواند ،يك فرشته پشت سر او نماز مي گزارد.

منبع :  ثواب الا عمال ،ص58

--------------------------------------------------------------------------------------------

امام صادق(ع) می فرمایند:

صلاه فرضيه ،خير من عشرين حجه

نماز واجب بهتر از بيست حج مستحبي است.

منبع :  محجبه البيضاء ،ج 1 ،ص 339،بحار الانوار ،ج 82،ص 227

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385ساعت 22:18  توسط احمد عزیزی  | 
۱- جاى سجده به قدرى ارزش پيدا مى‏كند كه در حديث مى‏خوانيم: پس از نماز بر جاى سجده دست بكش و به صورت و بدن خود بكش تا از امراض و آفات و ناگوارى‏ها در امان بمانى. 
2- سعى كنيم سجده شكر بعد از نماز مغرب را فراموش نكنيم كه دعا در آن مستجاب است.  امام صادق‏عليه السلام فرمود: كسى كه بين اذان و اقامه سجده كند و در سجده بگويد: «سَجَدْتُ لَك خاضِعاً خاشعاً ذليلاً» خداوند محبت او را در دل مؤمنان و هيبت او را در دل منافقان قرار مى‏دهد. 

3- سجده مخصوص خداست و در مقابل هيچكس حتّى پيامبر خدا سجده جايز نيست 
، چه رسد به قبور امامان و امام‏زادگان كه بعضى‏ها به عنوان پابوسى در مقابل آنها به سجده مى‏افتند.
هنگامى كه مسلمانان به حبشه هجرت كردند، كفار گروهى را نزد نجاشى فرستادند تا مسلمانان را به كشورش راه ندهد و آنها را اخراج كند. نماينده قريش طبق رسم آن زمان در مقابل نجاشى پادشاه حبشه به سجده افتاد، امّا نماينده مسلمين كه جعفر برادر حضرت على بود سجده نكرد و گفت: ما جز در برابر خدا در برابر احدى سجده نمى‏كنيم. 

سجده حضرت يعقوب و فرزندانش در برابر حضرت يوسف نيز نه بر يوسف، بلكه براى خداوند بود، لكن به شكرانه نعمت وصال يوسف. «وَ خَرُّوا لَهُ سُجَّداً»
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385ساعت 16:29  توسط احمد عزیزی  | 

تاريخ سجده
پس از آنكه خداوند آدم را آفريد به فرشتگان فرمان داد تا براى او سجده كنند،
همه سجده كردن جز ابليس و خداوند او را بخاطر همين نافرمانى از درگاه خود راند.
اين ماجرا را قرآن بارها تكرار مى‏كند و مى‏دانيم كه تكرارهاى قرآن بى‏دليل نيست. گويا مى‏خواهد بگويد: اى انسانى كه همه فرشتگان بخاطر تو به سجده افتادند! چرا تو در برابر خداوند خالق سجده نمى‏كنى؟ اى انسان، ابليس بخاطر ترك سجده تو رانده شد، آنوقت تو كه سجده بر خداوند را ترك مى‏كنى چه انتظارى دارى؟
ابليس كه بر تو سجده نكرد، مى‏گفت: من از انسان برترم، آيا تو مى‏توانى بگويى: من از خداوند برترم؟ تو كه زمانى هيچ بودى و وقتى هم بدنيا آمدى سراسر وجودت را ضعف و عجز فرا گرفته بود و در نهايت هم، عاجزانه از دنيا مى‏روى، چگونه در برابر آفريدگار هستى تكبر مى‏كنى؟
به هرحال اولين فرمان خداوند پس از خلقت بشر، فرمان سجده بود.
حكمت‏هاى سجده
از اميرالمؤمنين على‏عليه السلام درباره حكمت‏هاى سجده پرسيدند، حضرت فرمود: سجده اوّل، يعنى آنكه در ابتدا خاك بودم و چون سر از سجده برمى‏دارى يعنى از خاك به دنيا آمدم. سجده دوم يعنى دوباره به خاك بازمى‏گردم و سر برداشتن از آن، يعنى در قيامت از قبر برمى‏خيزم و محشور مى‏شوم.

امام صادق‏عليه السلام مى‏فرمايند: چون سجده براى خداست پس نبايد بر خوردنى‏ها و پوشيدنى‏ها كه مورد توجه اهل دنياست، سجده كرد. سجده بايد انسان را متوجه خدا سازد نه شكم و لباس و مادّيات.

در حديث مى‏خوانيم: دليل سجده سهو براى هر كم و زيادى سهو و يا كلام و قيام و قعود نابجا، آن است كه ابليس تو را گرفتار حواس‏پرتى كرد و در نماز تو خللى ايجاد نمود، پس تو بعد از نماز دو سجده بجاى آور تا بينى او به خاك ماليده شود و بداند هر لغزشى ايجاد كند تو دوباره در برابر خداوند به سجده مى‏افتى. 

حضرت على‏عليه السلام فرمودند: ظاهر سجده، صورت‏گذاردن بر خاك از روى اخلاص وخشوع است، اما باطن آن دل كندن از همه امور فانى و دل بستن به سراى باقى ورهايى از تكبر، تعصّب و تمام وابستگى‏هاى دنيوى است.


آداب سجده
در اينجا به گوشه‏اى از آداب سجده كه در روايات آمده است، اشاره مى‏كنيم: 
پس از ركوع براى آمدن به سجده، دستها قبل از زانوها به زمين برسد. به هنگام سجده دستها در برابر گوش قرار گيرد، در مردان، آرنج به زمين نچسبد و از دو طرف همچون دو بال باز باشد. نه فقط پيشانى بلكه بينى نيز بر خاك نهاده شود. هنگامى كه نمازگزار بين دو سجده مى‏نشيند، روىِ پاى راست را بر پشت پاى چپ بيندازد، بطورى كه سنگينى بدن روى سمت چپ بيفتد، زيرا كه چپ رمز باطل است و راست رمز حق.
در سجده، علاوه بر ذكر واجب صلوات بفرستد، دعا كند و از خوف خدا اشك بريزد. هنگام برخاستن از سجده، تكبير بگويد و بهنگام تكبير دستها را بالا بياورد.
خاك كربلا
گرچه سجده بر هر خاكى، بلكه هر سنگ و چوب پاكى جايز و صحيح است اما تربت امام حسين‏عليه السلام امتيازاتى دارد، كه امام صادق‏عليه السلام جز بر خاك كربلا سجده نمى‏كرد.
سجده بر خاك كربلا حجاب‏هاى هفتگانه را پاره مى‏كند. هم نماز را بالا برده و به قبولى مى‏رساند، هم نمازگزار را از قعر مادّيات بيرون كشيده و او را با جهاد و خون و شهادت آشنا مى‏سازد.
سجده بر خاك حسين، يعنى نماز همراه ولايت.
سجده بر خاك حسين، يعنى نماز همراه شهادت.
سجده بر خاك حسين، يعنى بزرگداشت خاطره آنان كه براى نماز و در راه نماز خون دادند.
سجده بر خاك حسين، يعنى هر روز عاشوراست و هر زمين كربلا.
سجده بر خاك حسين، يعنى در راه مبارزه با ظلم، سر و جان بده، امّا تن به ذلّت نده.
آرى مزار حسين، باغى از باغهاى بهشت و درى از درهاى آن است. دعا تحت قبّه آن حضرت، مستجاب و نماز در آن مكان محبوب ومقبول خداست.
تسبيحى كه از آن خاك درست شود، اگر در دست بچرخد، براى صاحبش پاداش «سبحان‏اللّه» دارد، گرچه او ساكت باشد و اگر ذكر خدا بگويد و تسبيح را بچرخاند براى هر ذكرى 70 برابر پاداش مى‏گيرد.
مخفى نماند اهميتى كه براى خاك كربلا نقل شد تا چهار ميل از اطراف قبر امام حسين را در بر مى‏گيرد.

سجده‏هاى اولياى خدا
امام صادق‏عليه السلام مى‏فرمايد: دليل آنكه حضرت ابراهيم به مقام خليل‏اللّهى رسيد، سجده‏هاى زياد او بر خاك بود. 

شبى كه بنا شد حضرت على در جاى پيامبراكرم بخوابد تا آن حضرت از تيغ دشمنان در امان بماند، از رسول خدا پرسيد: اگر من اينكار را بكنم جان شما به سلامت خواهد بود؟ وقتى پيامبر جواب مثبت داد، حضرت على لبخندى زد و به شكرانه اين توفيق سجده شكر كرد. 

وقتى سر بريده ابوجهل، رهبر مشركان را به نزد پيامبر آوردند، حضرت سجده شكر كردند.

امام سجّادعليه السلام در پايان هر نماز به شكرانه انجام آن سجده شكر مى‏كرد و هرگاه بلائى از او دور مى‏شد و يا ميان دو مسلمان را اصلاح مى‏كرد به شكرانه آن سجده مى‏كرد. آن حضرت سجده خود را به قدرى طول مى‏داد كه غرق در عرق مى‏شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385ساعت 16:26  توسط احمد عزیزی  | 
يكى از اركان نماز ركوع است كه با كم و زياد شدن آن، خواه عمدى يا سهوى، نماز باطل مى‏شود. كلمه ركعت كه در شمارش بخش‏هاى نماز بكار مى‏رود از همين واژه ركوع است. قبيله بنى‏ثقيف از پيامبراكرم درخواست كردند، در نماز ركوع و سجود نداشته باشند و مى‏گفتند: خم شدن براى ما عار است. آيه نازل شد: «وَ اِذا قيلَ لَهُمْ ارْكَعُوا لا يَرْكَعُونَ» هرگاه فرمان ركوع به آنان داده شود ركوع نمى‏كنند. 
ديگران در برابر انسان‏هايى مثل خود خم مى‏شوند و تعظيم مى‏كنند، امّا شما تنها در برابر خالق خود خم شويد و تعظيم كنيد.
وقتى آيه «فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّك الْعَظيمِ» نازل شد، پيامبر دستور دادند در ركوع خداوند را تعظيم كنيد و اين ذكر را در ركوع بگوييد: «سُبْحانَ رَبِّىَ الْعَظيمِ وَ بِحَمْدِهِ»  در روايات مى‏خوانيم: ركوع نشانه ادب است و سجود نشانه قرب به خدا، و تا ادب را خوب انجام ندهيد آماده قرب نمى‏شويد. 

ركوع، راهى براى توبه و استغفار و عذرخواهى به درگاه خداوند است: «فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ وَ خَرَّ راكِعاً وَ اَنابَ»


آثار ركوع
امام باقرعليه السلام مى‏فرمايد: كسى كه ركوع خود را كامل انجام دهد از وحشت قبر در امان است. 
هرچه در برابر خداوند بيشتر خم شويم، قدرت برخورد با شيطان و شيطان صفتان را بيشتر خواهيم داشت. امام صادق‏عليه السلام مى‏فرمود: ركوع و سجود طولانى، ابليس را عصبانى كرده و مى‏گويد: واى بر من! اين مردم با اينگونه بندگى، ديگر مرا اطاعت نمى‏كنند. 

خداوند به فرشتگان مى‏گويد: ببينيد بندگان من چگونه مرا تعظيم مى‏كنند و در مقابل من ركوع مى‏كنند، من نيز آنان را بزرگ خواهم كرد و به آنان عزت و عظمت مى‏بخشم. 

امام صادق عليه السلام مى‏فرمايد: ركوع و سجود طولانى در طولانى‏شدن عمر مؤثر است. 


آداب ركوع
در روايات مى‏خوانيم كه رسول خداعليه السلام در ركوع چنان كمر مباركش را كشيده و صاف مى‏نمود كه اگر قطره آبى روى كمرش مى‏ريخت وسط كمر مى‏ماند و به سمتى جارى نمى‏شد. 
سفارش شده است در ركوع گردن خود را بكشيد تا رمز اين باشد كه من ايمان آورده‏ام گرچه گردنم در راه او برود. 

از ديگر آداب ركوع آنست كه مردان آرنج‏ها را همچون بال پرندگان به بيرون دهند، نه آنكه به پهلوها بچسبانند. كف دست را به زانوها بگذاريم و انگشتان دست را باز كنيم. پاها در يك خط، نه جلو و نه عقب، و ميان دو پا به مقدار يك وجب فاصله باشد.
به هنگام ركوع نگاه به ميان دو قدم باشد و پس از ذكر ركوع، در همان حال ركوع بر محمّد و آل محمّد صلوات بفرستيم. البتّه تكرار ذكر ركوع حداقل سه مرتبه مورد سفارش و عنايت است. 


ركوع اولياى خدا
امام صادق‏عليه السلام مى‏فرمايد: حضرت على‏عليه السلام به قدرى ركوع خود را طول مى‏داد كه عرق از ساق مباركش جارى مى‏شد. 
خود آن حضرت در اوّلين خطبه نهج‏البلاغه مى‏فرمايد: خداوند فرشتگانى دارد كه همواره در حال ركوعند و هرگز قيام نمى‏كنند.
البتّه در فرشته خستگى وگرسنگى مطرح نيست، لذا انسان‏هاى عارف و عاشق كه چنين ركوع‏هاى طولانى انجام مى‏دهند، فرشتگان را به تمجيد خود وادار مى‏كنند. اين حالت اولياى خداست، امّا حال ما چطور؟ پيامبر اكرم در مسجد نشسته بودند، مردى وارد شد و به نماز ايستاد، اما ركوع و سجودش را ناقص و سريع انجام داد. پيامبرصلى الله عليه وآله فرمودند: او همچون كلاغ نوكى زد ورفت، اگر او با اين نماز از دنيا برود بر دين من نمرده است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385ساعت 16:21  توسط احمد عزیزی  | 

سلام براى هر كار آدابى را بيان كرده است. در گفتن اللّه‏اكبر نيز آدابى بايد مراعات شود، از جمله:
1- هنگام گفتن تكبير در نماز، دو دست را تا مقابل گوش‏ها بالا بياوريم، بطورى كه وقتى دستها مقابل گوش رسيد تكبير تمام شده باشد.
امام رضاعليه السلام فرمود: حركت دستها در موقع تكبير در توجه و ابتهال به خدا و حضور قلب مؤثر است.
2- انگشتان دست موقع تكبير بهم چسبيده باشد و بالا رود.
3- كف دستها رو به قبله باشد.
روايات بلندكردن دست هنگام تكبير را زينت نماز معرّفى كرده‏اند

معناى تكبير
اللّه‏اكبر، يعنى خدا برتر از همه موجوداتِ حسّى، ذهنى، مُلكى و ملكوتى است.
اللّه‏اكبر، يعنى خدا برتر از آنست كه كسى بتواند او را توصيف كند.
اى برتر از خيال و قياس و گمان و وهم
وز هرچه گفته‏ايم و شنيديم و خوانده‏ايم
مجلس تمام گشت و به پايان رسيد عمر
ما همچنان در اوّل وصف تو مانده‏ايم
امام صادق‏عليه السلام مى‏فرمايد: چون تكبير مى‏گويى بايد همه چيز نزد تو كوچك شود جز او.
اينكه انسان با زبان تكبير بگويد اما دل به ديگرى بسته باشد دروغگو و حيله‏گر است و بخاطر همين امر خداوند شيرينى ذكر خدا را از او مى‏گيرد.

تكبير در فرهنگ اسلامى
نه فقط در نماز، بلكه در بسيارى از موارد و مواضع، گفتن اللّه اكبر وارد شده است و لذا مسلمانان در صدر اسلام، هم در تلخى‏ها و هم در شادى‏ها تكبير مى‏گفته‏اند كه ما به گوشه‏اى از آن اشاره مى‏كنيم:
1- در جنگ خندق، مسلمين هنگام كندن خندق به سنگ محكمى برخورد كردند كه كلنگ شكست اما سنگ نشكست. پيامبر آمد و با ضربه‏اى سنگ را شكست. مسلمانان يك صدا تكبير گفتند و در همانجا پيامبرصلى الله عليه وآله فرمود: من سقوط كاخهاى روم و ايران را در برق و جرقه سنگ‏ها ديدم. 

2- على‏عليه السلام در جنگ صفين، هر كس را كه مى‏كشت با صداى بلند تكبير مى‏گفت و مسلمين با شمردن تكبيرها فهميدند كه حضرت چه تعداد را به هلاكت رسانده است. 

3- شبى كه فاطمه زهراعليها السلام را به خانه على‏ابن ابيطالب‏عليهما السلام مى‏بردند هفتادهزار فرشته، تكبيرگويان به زمين نازل شدند. 

4- پيامبر گرامى ما بر جنازه فاطمه بنت‏اسد، 40 تكبير و بر جنازه عموى خود حضرت حمزه، 70 تكبير خواندند. 

5 - مستحب است در مراسم حج هر سنگ‏ريزه‏اى كه به جايگاه شيطان پرتاب مى‏شود يك تكبير گفته شود. 

6- در تسبيحات حضرت زهرا كه ثوابش معادل هزار ركعت نماز مستحبى است، 34 مرتبه تكبير آمده است.

7- هنگامى كه پيامبراكرم متولد شد اولين كلمه‏اى كه بر زبان آورد كلمه مباركه اللّه‏اكبر بود. 

8 - روزى كه مكّه بدست مسلمانان فتح شد، پيامبر وارد مسجدالحرام شد و به حجرالاسود اشاره كرد و تكبير گفت و مسلمانان با صداى بلند چنان تكبير گفتند كه لرزه بر اندام مشركين افتاد.

9- در روايات مى‏خوانيم: هرگاه چيزى موجب تعجب شما شد تكبير بگوييد. 

10- در جنگ اُحُد، قهرمانى از كفار مبارز مى‏طلبيد. حضرت على‏عليه السلام جلو رفت و چنان ضربه‏اى بر او وارد كرد كه پيامبر و مسلمانان با صداى بلند تكبير گفتند. 

11- پيامبراكرم به حضرت على مى‏فرمود: هرگاه به هلال ماه يا آينه نظر كردى و يا مشكلى به تو رو آورد 3 مرتبه تكبير بگو. 

12- زيد فرزند امام سجادعليه السلام كه عليه حكومت بنى‏اميّه قيام كرد، شعارش اللّه‏اكبر بود. 

13- در جنگ بدر، پيامبرصلى الله عليه وآله در انتظار هلاكتِ يكى از سران دشمن به نام نوفل بود، همين كه خبر دادند حضرت على او را از ميان برداشت پيامبر تكبير گفت.

14- هنگامى كه حضرت على به خواستگارى حضرت زهرا آمد، پيامبر فرمود: صبركن تا موضوع را با دخترم فاطمه در ميان بگذارم. اما حضرت زهرا سكوت كرد و چيزى نگفت. پيامبر فرمود: «اللّه‏اكبر سكوتها اقرارها». 

15- در جنگ با خوارج، وقتى فرمانده آنها به هلاكت رسيد، حضرت على تكبير گفت و سجده كرد و همه مردم تكبير گفتند.

16- گروهى از يهود مسلمان شدند و به پيامبر گفتند: پيامبران قبلى جانشين داشته‏اند وصىّ شما كيست؟
در اينجا آيه ولايت نازل شد كه رهبر شما خدا و رسول او و مؤمنانى هستند كه در حال ركوع زكات مى‏دهند.  پيامبر فرمودند: به مسجد برويم. وقتى وارد شدند فقيرى را ديدند كه خوشحال است و حضرت على در حال ركوع انگشتر خود را به او داده است. در اين هنگام پيامبر تكبير گفتند. 

17- گفتن تكبير به هنگام ورود به حرم امامان معصوم سفارش شده است. چنانكه قبل از خواندن زيارت جامعه، 100 تكبير در سه مرحله مى‏خوانيم كه به قول مرحوم مجلسى شايد دليل اين همه تكبير آن باشد كه جملاتِ زيارت جامعه شما را دچار غلوّ در مورد امامان نكند. 

18- حضرت على‏عليه السلام در قضاوت‏هاى خود وقتى مجرم را شناسايى مى‏كرد تكبير مى‏گفت.

19- ميثم تمار كه به جرم طرفدارى از حضرت على‏عليه السلام بدستور ابن‏زياد به دار آويخته شد و با نيزه به او حمله كردند، در لحظه شهادت تكبير مى‏گفت و از دهانش خون مى‏آمد. 

20- در شب معراج، پيامبر از هر آسمانى كه مى‏گذشت تكبير مى‏گفت. 

21- جبرئيل نزد پيامبر بود كه حضرت على وارد شد جبرئيل گفت: اى محمّد! به خدائى كه ترا به پيامبرى مبعوث كرد، اهل آسمان‏ها از اهل زمين اين على را بهتر و بيشتر مى‏شناسند، هرگاه او در جنگ‏ها تكبير مى‏گويد ما فرشتگان نيز با او همصدا مى‏شويم.

22- در جنگ خيبر وقتى مسلمانان وارد قلعه شدند، چنان تكبير مى‏گفتند كه يهوديان پا به فرار گذاشتند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385ساعت 16:0  توسط احمد عزیزی  | 

نماز

ارزش و اهمیت نماز بر هیچ مسلمانی پوشیده نیست.
نماز از ارکان بسیار مهم اسلام است که بپا داشتن آن باعث رضایت و خشنودی خدا می‌گردد.
نماز عامل اتصال و ارتباط بندگان با خداست. رابطه‌ای که نباید هیچگاه گسسته شود و تا آخرین لحظه عمر باید پابرجا بماند.

پیامبر اکرم
«صلی ‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم» می‌فرمایند:
«خداوند نماز را نور چشم» من قرار داده و آنرا محبوب من ساخته است آنطور که گرسنه را بر طعام و تشنه را به آب مشتاق کرده است.
(از اینهم بالاتر) انسان گرسنه وقتی غذا می‌خورد سیر می‌شود و هنگامیکه تشنه و آب می‌نوشد سیراب می‌گردد ولی من هیچگاه از نماز سیر نمی‌شوم .
و نیز فرمود، «اولین عمل بنده که روز قیامت بدان رسیدگی می‌شود نماز اوست و اگر پذیرفته شد بقیه اعمال او نیز بررسی می‌شود ولی اگر نمازش پذیرفتم نشد به اعمال دیگرش هم وقعی نمی‌نهند.

به جز آنچه که از آیات و احادیث درباره نماز نقل شده، رفتار اولیاء خدا نیز اهمیت و جایگاه آن را بیان می‌کند. نماز جزء برنامه انبیاء بوده است.

حضرت عیسی
(علیه‌السلام) در گهواره هم می‌گوید خداوند مرا تا زنده هستم به نماز و زکات سفارش کرده است:
(و اوصانی بالصلوه و الزکوه مادمت حیا)

امام حسین
(علیه‌السلام) حتی ظهر روز عاشورا در میدان مبارزه و در برابر تیرهای دشمن هم نماز را رها نکرد.

حضرت ابراهیم
(علیه‌السلام) همسر و کودک خویش را در بیابان‌های داغ مکه، که آن هنگام هیچ آب و گیاهی نداشت، مسکن داد و گفت:
خدایا، تا نماز به پا دارند:
انی اسکنت من ذریتی بواد غیر ذی زرع ربنا لیقیموا الصلاه .

پیشوایان معصوم ما، هنگام نماز، رنگ خود را می‌باختند و می‌فرمودند:
وقت ادای امانت الهی و حضور در پیشگاه و درگاه الهی است .

گرچه بعضی نماز را به طمع بهشت یا ترس از عذاب جهنم می‌خوانند، اما امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) نماز را نه برای تجارت یا سپری در مقابل آتش، بلکه بخاطر شایستگی خدا برای عبادت، انجام می‌دهد .
نماز سبب آمرزش گناهان و زدودن آثار لغزش‌هاست .

قرآن، پس از دستور به نماز، می‌فرماید:
ان الحسنات یذهبن السیئات .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385ساعت 23:36  توسط احمد عزیزی  | 

۱ـ مقام نماز نسبت به دین چون مقام سر نسبت به تن است.

۲- نماز ستون دین است.

۳ـ نماز نورمومن است.

۴ـ نخستین چیزیکه به حساب آن میرسند نماز است.

۵ـ بهترین کارها درنزدخدا نمازبوقت است آنگاه نیکی باپدر ومادر آنگاه جنگ درراه خدا.

۶ـ نمازمسواک زده بهتر ازهفتاد نماز مسواک نزده است.

۷ـ نمازگزار در خداوندرا می کوبد وهرکه پیوسته دری رابکوبد عاقبت بروی او بازمیشود.

۸ـ خداوند فرشته ای دارد که هنگام نماز بانگ میزند آدمیزادگان برخیزید وآتشهایی راکه

برخویشتن افروخته اید بنماز خاموش کنید.

۹ـ بنده مادام که منتظرنمازاست درحال نمازاست.

۱۰ـ نمازنشسته یک نیمه نماز ایستاده است.

۱۱ـ میان بنده وشرک جزترک نماز فاصله نیست وچون نمازراترک کند مشرک است.

۱۲ـ نماز چهره شیطانرا سیاه کند وصدقه دادن پشت اورا بشکند ودوستی درراه خدا

ریشه اورا بکند،وقتی چنین کردید ازشما بفاصله شرق وغرب دوری کند.

۱۳ـ نماز قربانی پرهیزگارانست.

۱۴ـ نماز زن تنها بیست وپنج بار ازنمازجماعت او بهتراست.

۱۵ـ دورکعت نمازدانشمند بهتراز هفتادرکعت نمازغیردانشمند است.

۱۶- هركس نماز واجبي را بجاي آورد يك دعاي مستجاب نزد خدا خواهد داشت .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385ساعت 22:28  توسط احمد عزیزی  |