تبليغاتX
                                                          سجاده من

دورى از فحشاء و منكر

(وَاَقِمِ الصَّلاةَ اِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَالْمُنْكَرِ وَلَذِكْرُ اللهِ أَكْبَرُ وَاللهُ يَعْلَمُ ما تَصْنَعُونَ).
«نماز را به جاى آر كه همانا نماز است كه اهل نماز را از هر كار زشت و منكر باز می دارد و همانا ذكر خدا بزرگتر است و خدا به هر چه كنيد آگاه است».
نماز به حوضى مانند است كه اگر انسان روزى چند مرتبه خود را در داخل آن بشويد و بدن خود را از آلودگى پاك نمايد، هيچ آلودگى در او باقى نمی ماند.و همچنين است انسانى كه روزانه پنج مرتبه با خداى خود خالصانه روبرومیشود و در ياد او آلودگی هاى معنوى را از ياد می برد.او به طهارتى روحانى دست پيدا می كند.البته هر نمازى انسان را از فحشا ومنكر باز نمی دارد.نمازى چنين فايدهاى را به دنبال دارد كه با حضور قلب و بدون ريا و خودنمايى انجام شود.يعنى نماز براى خدا باشد نه جلب توجه و نظر ديگران.اگر نماز براى خودنمايى پيش دوستان ،و يا فی المثل پيش آموزگار باشد نماز نيست.اين نماز نه تنها نمازگزار را از فحشا دور نمی كند، بلكه به طرف فحشا می كشاند، فحشا ومنكرى كه گناه كبيره است.

خداوند در قرآن به نمازگزاران ريايى وعده عذاب داده است:(فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ* الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ* اَلَّذِينَ هُمْ يُراؤُونَ).«واى بر نمازگزاران، كه دل از ياد خدا غافل كردند، هم آنان كه ريا می كنند».رسول خدا (صلى الله عليه وآله) فرمودند:نمازى كه انسان را از فحشا ومنكر باز ندارد، آدمى را از خدا دور می كند.نمازى انسان را از فحشا و منكر باز می دارد كه انجام آن به صورتى رياكارانه نباشد.نمازى مطلوب خداى تعالى است كه با حضور قلب انجام شود واز خودنمايى مبرا باشد.اساساً، نمازها، گرچه در ظاهر شبيه هم هستند ولى در حقيقت با هم تفاوت دارند.
يك نماز، چون نماز حضرت على (عليه السلام) است كه نمازگزار به هنگام آن كاملاً در ذكر خدا می رود وحتى از بيرون آمدن تير از پايش نيز غفلت می كند.ونمازهايى هم هستند كه در مرتبه پايينتر قرار دارند.هرچه نماز، از ذكر وتوجه به خداى تعالى بيشتر بهرهمند باشد، در حقيقت نمازى كاملتر خواهد بود.پس آن چه كه مطلوب خداى تعالى است، نمازى است كه باتوجه كامل انجام شود.اين مرتبه عالىِ نماز است.ازاين مرتبه اگر به سمت پايين سير كنيم، به نمازى می رسيم كه تنها صورت و ظاهر نماز را دارد.اين نماز ديگر هيچ فايدهاى به دنبال نخواهد داشت.و تنها رنج و زحمت است.در حديث، اين نمازگزاردن ، چون نوك زدن كلاغان دانسته شده.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385ساعت 0:0  توسط احمد عزیزی  | 

تفاوت دیدگاه ها در مذهب تشیع و اهل سنت(قسمت دوم)

8. شرکت در نماز جماعت
شرکت در نماز جماعت از نظر فقه شیعه مستحب موکد است و فضیلت بسیاری برای آن ذکر شده است.
در روایتی از پیامبر اسلام(ص) نقل شده است: کسی که برای نماز جماعت به سوی مسجدی می‌رود, برای هر قدم او هفتاد هزار حسنه نوشته می‌شود.
با این حال, از دیدگاه شیعه شرکت در نماز جماعت واجب نیست, ولی از نظر برخی از مذاهب اهل سنت شرکت در نماز جماعت واجب است. به عنوان مثال خنفی‌ها و حنبلی‌ها آن را واجب عینی و برخی از اهل سنت آن را واجب کفایی می‌دانند

9. اتصال در نماز جماعت
از دیدگاه شیعه صفوف نماز جماعت باید به یکدیگر اتصال داشته باشد و فاصله میان دو صف نباید بیشتر از یک گام باشد, ولی از نظر اهل‌سنت اگر صفوف نماز با یکدیگر تا سیصد ذراع فاصله داشته باشد اشکال ندارد, مشروط بر این که ماموم از حالات امام اطلاع داشته باشد, مثلاً صدای او را بشنود و یا به‌وسیله مکبر از حالات او باخبر باشد.

10. خواند سوره کامل پس از حمد
در رکعت اول و دوم نماز پس از قرائت سوره حمد لازم است که مقداری از قرآن خوانده شود.
از نظر شیعه باید یک سوره کامل قرائت شود وباید در اول سوره بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم خوانده شود, ولی اهل‌سنت معتقدند که خواندن سوره کامل لازم نیست بلکه خواندن چند آیه از یک سوره هم کفایت می‌کند و در اینکه چه مقدار باید خوانده شود میان آنها اختلاف‌نظر وجود دارد.شافعی‌ها و مالکی‌ها عقیده دارند که خواندن یک آیه و حتی قسمتی از یک آیه کفایت می‌کند و حنفی‌ها معتقدند که باید آیه طولانی باشد و اگر کوتاه باشد باید حداقل سه آیه خوانده شود, و خیلی‌ها معتقدند که باید آیاتی خوانده شود که معنای کامل و مستقلی دارد و مربوط به قبل و بعد نباشد.

11. خواندن سوره‌های سجده‌دار در نماز
از نظر فقه شیعه خواندن چهار سوره از سوره‌های قرآن که به آنها عزائم گفته می‌شود و در آنها آیه سجده واجب وجود دارد, در نما صحیح نیست و نماز را باطل می‌کند, ولی اهل سنت این کار را صحیح می‌داند و گاهی در نماز صبح روز جمعه, امام جماعت پس از قرائت سوره حمد قسمتی از سوره سجده‌دار را می‌خواند و وقتی به آیه سجده می‌رسد از حالت قیام به سجده می‌رود سپس قیام می‌کند و بقیه آیات را می‌خواند و مردمی هم که اقتداء کرده‌اند همراه با او چنین می‌کنند.

12. جلسه استراحت پس از انجام دو سجده
از نظر فقهای شیعه در هر رکعتی از نماز پس از تمام شدن دو سجده احتیاط این است که نمازگزار بنشیند و پس از استقرار کامل, برای رکعت بعدی ا جابرخیزد, این نشستن را جلسه استراحت می‌گویند, یعنی نشستن برای استراحت. ولی اهل‌سنت, نشستن پس از دو سجده را لازم نمی‌دانند و مستقیماً از سجده به رکعت بعدی برمی‌خیزند.

13. خواندن نماز مستحبی پس از نماز صبح و عصر
از نظر اهل‌سنت, پس از ادای نماز صبح و عصر, خواندن نماز مستحبی وارد نشده است و بر این اساس اهل‌سنت پس از نماز صبح و عصر نماز دیگری نمی‌خوانند و حتی گاهی مانع از نماز خواندن دیگری می‌شوند. ولی از نظر فقه‌شیعه هیچ محدودیتی برای خواندن نماز مستحبی یا نماز قضا وجود ندارد و انسان در هر زمانی می‌تواند با خدای خود از طریق نماز ارتباط برقرار کند.

14. نماز میت
اغلب پس از تمام شدن نماز جماعت در حالی که هنوز صف‌های جماعت به هم نخورده, نماز دیگری به صورت ایستاده با جماعت خوانده می‌شود. این نماز میت است که معمولاً پس از نمازهای واجب بر مردگان خوانده می‌شود.


+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم شهریور 1385ساعت 21:48  توسط احمد عزیزی  | 

یا مهدی ادرکنی

میلاد مسعود آخرین ذخیرۀ الهی، موعود همۀ پیامبران،

 امید مستضعفان، حضرت امام زمان (عجل الله فرجه) بر جهانیان مبارک باد

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم شهریور 1385ساعت 16:13  توسط احمد عزیزی  | 

1. نفع بردن از من در زمان غيبتم مانند نفع بردن از خورشيد هنگام پنهان شدنش درپشت ابرهاست و همانا من ايمنی بخش اهل زمين هستم ، همچنانکه ستارگان ايمنی  بخش اهل آسمانند .
 (بحار الأنوار ، ج 53، ص 181 )

2. تصرف کردن در مال ديگری بدون اجازه صاحبش جايز نيست .
 (وسائل الشيعة ، ج 17، ص 309 )

3. من ذخيره خدا در روی زمين و انتقام گيرنده از دشمنان او هستم .
(تفسير نور الثقلين ، ج 2 ، ص 392 )

۴. ملعون است ، ملعون است کسی  که نماز مغربش را به تأخير بيندازد ، تا زمانی کهستارگان آسمان پديدار شوند .
 (بحار الأنوار ، ج 52، ص 15 )

5. هيچ چيز مانند نماز بينی  شيطان را به خاک نمی مالد ، پس نماز بگزار و بيني شيطان را به خاک بمال .
 (بحار الأنوار ، ج 53، ص 182 )

6. ملعون است ، ملعون است ، کسی  که نماز صبحش را به تأخير بيندارد ، تا زمانی که ستارگان آسمان محو شوند .
(بحارالأنوار ، ج 52، ص 16 )

7. هر يک از پدرانم بيعت يکی از طاغوتهای زمان به گردنشان بود ، ولی من در حالي قيام خواهم کرد که بيعت هيچ طاغوتی به گردنم نباشد .
(بحار الأنوار ، ج 53، ص 181 )

8. من آخرين جانشين پيامبر هستم ، و به وسيله من است که خداوند بال را از خاندان و  شيعيانم دور می سازد.
 (بحار الأنوار ، ج 52، ص 30 )

9. هر کس در اجرای اوامر خداوند کوشا باشد ، خدا نيز وی را در دستيابی به حاجتش ياری می کند .
 (بحار الأنوار ، ج 51، ص 331 )

10. سنت تخلف ناپذير خداوند بر اين است که حق را به فرجام برساند و باطل ر . نابود کند ، و او بر آنچه بيان نمودم گواه است . (بحار الأنوار ، ج 53، ص 193 )

11. برای زود فرارسيدن فرج ( و ظهور ما ) زياد دعا کنيد ، که آن همان فرج و گشايش شماست .
 (کمال الدين للصدوق ، ج 2 ، ص 485 )

12. اگر خواستار رشد و کمال معنوی  باشی هدايت می شوی ، و اگر طلب کنی می يابی .
 (بحار الأنوار ، ج 51، ص 339 )

13. ما در رعايت حال شما کوتاهی  نمی کنيم و ياد شما را از خطر نبرده ايم ، که اگر جز اين بود گرفتاريها به شما روی می آورد و دشمنان شما را ريشه کن می کردند . پس از خدا بترسيد و ما را پشتيبانی کنيد .
 (بحار الأنوار ، ج 53، ص 175 )

14. و اما در پيشامدها و مسايل جديد به راويان حديث ما مراجعه کنيد ، زيرا که آنان حجت من بر شما هستند و من حجت خدا بر آنان هستم .
(بحار الأنوار ، ج 53، ص 181 )

15. اگر از خداوند ( صاحب عرت و جلال ) طلب آمرزش کنی ، خداوند تو را می آمرزد .
(بحار الأنوار ، ج 51، ص 329 )

16. همانا خدايتعالی مردم را بيهوده نيافريده و بدون تکليف و جزا رهايشان نکرده است .
(الغيبة للشيخ الطوسی ، ص 174 )

17. هر يک از شما بايد به آنچه که او را به محبت ما نزديک می سازد عمل کند ، و از آنچه که مورد پسند ما نيست و ما را خشمناک می سازد دوری جويد .
(الإحتجاج للطبرسی ، ج 2 ، ص 324 )

18. خداوندا ! وعده ای را که به من داداه ای ، برآورده کن و امر قيام مرا تمام فرما . قدمهايم را ثابت بدار و در سايه قيام من ، جهان را پر از عدل و داد کن .
(بحار الأنوار ، ج 51، ص 13 )

19. شهادت می دهم که معبودی جز خدای يکتا نيست و ملائکه آسمان و صاحبان علم نيز شهادت می دهند ، آن خدايی  که به عدل و داد قيام می کند ، نيست خدايی جز او که مقتدر و حکيم می باشد ، و همانا دين نزد خدا اسلام است .
(بحار الأنوار ، ج 51، ص 16 )

20. ايمان خداوند عز و جل و بندگانش قرابت و خويشاوندی تيست ، و هر کس که مر  انکار کند از من نيست .
(الغيبة للشيخ الطوسی ، ص 176 )

21. پناه به خدا می برم از نابينايی  بعد از روشن بينی ، و گمراهی بعد از هدايت ، واز اعمال ناشايسته و اتنه های نابود کننده . (بحار الأنوار ، ج 53، ص 190 )

22. شيعيان ما هنگامی به فرجام نيک و زيبای خداوند ميرسند که از گناهانی که نهي شده اند ، احتراز نمايند .
(بحار الأنوار ، ج 53، ص 177 )

23. کفايت در کارها و عنايت و سرپرستی در همه امور را تنها از خدايتعالی خواهانم .
(بحار الأنوار ، ج 25، ص 183 )

24. قلبهای ما جايگاه مشيت الهی است ، پس هر گاه او بخواهد ما هم می خواهيم .
(بحار الأنوار ، ج 52، ص 51 )

25. اگر نبود که ما دوستار صلاح شما هستيم و به شما لطف و مرحمت داريم ، همانا به شما توجه والتفات نمی کرديم .
(بحار الأنوار ، ج 53، ص 179 )

26. من مهدی هستم ، منم قيام گر زمان ، منم آنکه زمين را آکنده از عدل می سازد ، آنچنان که از ستم پر شده بود .
(بحار الأنوار ، ج 52، ص 2  )

27. ستمکاران پنداشتند که حجت خدا نابود شدنی است ، در حالی که اگر به ما اجازه سخن گفتن داده می شد ، شک و ترديد از ميان برداشته می شد .
(بحار الأنوار ، ج 51، ص 4  )

28. من صاحب حقم ... علامت ظهورم زياد شدن آشوب ها و فتنه هاست .
(بحار الأنوار ، ج 51، ص 320 )

29. علم و دانش ما به خبرهای  شما احاطه دارد و چيزی از اخبار شما بر ما پوشيده نمی ماند .
 (بحار الأنوار ، ج 53، ص 175 )

30. دين از آن محمد (ص ) و عدايت از آن علی امير المؤمنين (ع ) است ، زيرا عدايت مال اوست و در نسل او می ماند تا روز قيامت . (بحار الأنوار ، ج 53، ص 160 )

31. کسی که نسبت به ما ظلم ورزد ، از جمله ستمکارانی است که مشمول لعنت خدا است ، چرا که خدا فرموده است : " آگاه باشيد که لعنت خدا بر ستمکاران است " .
(بحار الأنوار ، ج 53، ص 182 )

32. من و تمامی پدرانم ... بندگان خداوند عز و جل هستيم .
(بحار الأنوار ، ج 25، ص 267 )

33. سجده شکر از لازم ترين و واجب ترين مستحبات است .
(بحار الأنوار ، ج 53، ص 161 )

34. هر گاه خداوند به ما اجازه دهتد که سخن بگوييم ، حق ظاهر خواهد شد و باطل سست و ضعيف شده و از ميان شما خواهد رفت .
(بحار الأنوار ، ج 25، ص 183 )

35. دختر رسول خدا (ص ) برای من سرمشق و اسوه ای نيکوست .
(بحار الأنوار ، ج 53، ص 180 )

36. زمان ظهور و فرج ما با خداست ، و تعيين کنندگان وقت ظهور ، دروغگويانند .
(بحار الأنوار ، ج 53، ص 181 )

37. از خدا بترسيد و تسليم ما شويد و کارها را به ما واگذاريد ، برماست که شما ر  از سرچشمه سيراب برگردانيم ، چنان که بردن شما به سرچشمه از ما بود ، در پی  کشف آنچه از شما پوشيده شده نرويد و مقصد خود را با دوستی ما بر اساس راهی که روشن است به طرف ما قرار دهيد .
(بحار الأنوار ، ج 53، ص 179 )

38. ظهوری نيست مگر به اجازه خداوند متعال ، و آن هم پس از زمان طولانی و قساوت دلها و فراگير شدن رمين از جور و ستم . (الإحتجاج للطبرسی ، ج 2 ، ص 478 )

39. آگاه باشيد به زودی کسانی ادعای  مشاهده مرا خواهند کرد . آگاه باشيد هر کس قبل از " خروج سفيانی " و شنيدن صدای آسمانی ، ادعای مشاهده مرا کند دروغگو و افترا زننده است حرکت و نيرويی جز به خدای بزرگ نيست . (الإحتجاج للطبرسی ، ج 2 ، ص 478 )

40. من باقيمانده از آدم و ذخيره نوح و برگزيده از ابراهيم و خلاصه محمد ( درود خد بر همگی آنان باد ) هستم . (بحار الأنوار ، ج 52، ص 238 )

 41. سيم ، خدمتکار حضرت مهدی عليه السلام گويد : آن حضرت به من فرمود : " آيا تورا در مورد عطسه کردن بشارت دهم ؟ " گفتم : آری . فرمود : " عطسه ، علامت امان از مرگ تا سه روز است . " (بحار الأنوار ، ج 51، ص 5  )

42. حق با ماست و در ميان ماست ، کسی جز ما چنين نگويد مگر آنکه دروغگو و افتر زننده باشد .(بحار الأنوار ، ج 53، ص 191 )

43. همانا خداوند متعال ، کسی است که اجسام را آفريده و ارزاق را تقسيم فرموده ، او جسم نيست و در جسمی هم حلول نکرده ، " چيزی مثل او نيست و شنوا و داناست ."
(الغيبة للشيخ الطوسی ، ص 178 )

44. خداوند با ماست و به جز ذات پروردگار به چيزی نياز نداريم ، و حق با ماست ،پس اگر کسانی با ما نباشند ، هرگز در ما وحشتی ايجاد نمی شود ما دست پرورده های پروردگارمان ، و مردم دست پرورده های ما هستند . (الغيبة للشيخ الطوسی ، ص 172 )

45. دانش ، دانش ماست و از کفر کافر ، گزندی بر شما نيست . (بحار الأنوار ، ج 53، ص 151 )

46. اگر شيعيان ما - که خداوند آنها را به طاعت و بندگی خويش موفق بدارد - در وفاي به عهد و پيمان الهی اتحاد و اتفاق می داشتند و عهد و پيمان را محترم می شمردند ، سعادت ديدار ما به تأخير نمی افتاد و زودتر به سعادت ديدار ما نائل می شدند .

 (الإحتجاج للطبرسی ، ج 2 ، ص 499 )

47. من از افرادی که می گويند : ما اهل بيت ( مستقلا از پيش خود و بدون دريافت از جانب خداوند ) غيب می  دانيم و در سلطنت و آفرينش موجودات با خدا شريکيم ، يا ما را از مقامی که خداوند برای ما پسنديده بالاتر می برند ، از چنين افرادی  نزد خدا و رسولش بيزاری می جوييم . (الإحتجاج للطبرسی ، ج 2 ، ص 487 )

48. فضيلت دعا و تسبيح بعد از نمازهای واجب در مقايسه با دعا و تسبيح پس از نمازهای مستحبی ، مانند فضيلت واجبات بر مستحبات است .

(الإحتجاج للطبرسی ، ج 2 ، ص 487 )

49. سجده بر قبر جايز نيست .
(الإحتجاج للطبرسی ، ج 2 ، ص 490 )

50. وجود من برای اهل زمين سبب امان و آسايش است ، همچنان که ستارگان سبب امان اهل آسمانند .
 (بحار الأنوار ، ج 78، ص 380 )

51. به راستی که مقدرات خداوند متعال مغلوب مشود ، و اراده الهی مردود نگردد ، . چيزی بر توفيق او پيشی نگيرد .
(بحار الأنوار ، ج 53، ص 191 )

52. اما علت و فلسفه آنچه از دوران غيبت اتفاق افتاده است ، پس خداوند عز و جل در قرآن فرموده است : " ای مؤمنان از چيزهايی نپرسيد که اگر آشکار شود ، بدتان آيد . "
(بحار الأنوار ، ج 78، ص 380 )

53. زمين خالی از محبت خدا نيست ، يا آشکار است و يا نهان .
 (کمال الدين للصدوق ج 2 ،ص 511 )

54. هر گاه علم و نشانه ای پنهان شود ، علم ديگری آشکار گردد ، و هر زمان که ستاره اي افول کند ، ستاره ای ديگر طلوع نمايد . (بحار الأنوار ، ج 53، ص 185 )

55. بار الها ! توفيق بندگی  و دوری از گناه و نيت پاک . شناخت حرام را به ما عط فرما ، و با هدايت و استقامت در راهت گراميمان بدار . (المصباح للکفعمی ، ص 281 )

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 23:30  توسط احمد عزیزی  | 

1. خواندن بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم در نماز
در نمازهای جماعت, در قرائت حمد و سوره توسط امام جماعت بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم را نمی‌شنویم و این سوال مطرح می‌گردد که چرا آنان در نمازهای بسم‌الله را نمی‌خوانند؟
اهل‌سنت درباره خواندن بسم‌الله در نماز, دیدگاه متفاوتی با شیعه دارند؛ از نظر شیعه, بسم‌الله جزئی از سوره است و باید خوانده شود و مستحب است که حتی در نمازهایی که آهسته خوانده شود, بسم‌الله در نماز بلند خوانده شود و این یکی از شعائر شیعه است.
ولی بسیاری از اهل‌سنت, بسم‌الله را جزء سوره نمی‌دانند, حنفی‌ها و حنبلی‌ها در عین حال که آن را جزء سوره نمی‌دانند اما خواندن آن را در آغاز حمد و سوره مستحب می‌دانند؛ ولی به نظر آنها اگرچه نماز جهری باشد مانند نمازهای مغرب و عشاء باید بسم‌الله آهسته خوانده شود.

2. گفتن آمین پس از قرائت نماز

از نظر فقهای اهل سنت برای امام جماعت و مامومین مستحب است که در نمازهایی که بلند خوانده می‌شود پس از تمام سوره حمد, همگی آمین بگویند.
از نظر فقه شیعه گفتن آمین پس از حمد جایز نیست و موجب باطل شدن نماز می‌شود و در روایات متعددی از ائمه معصومین (ع) گفتن آمین پس از سوره حمد منع شده است.

3. خواندن نماز به صورت دست‌بسته
اهل سنت در قیام نماز دست راست خود را روی دست‌چپ می‌گذاردند و هر دو دست را روی ناف یا بالای آن قرار می‌دهند, البته در این مسئله میان مذاهب چهارگانه اهل سنت اختلاف‌نظر وجود دارد, حنیفه, شافعیه و حنبلیه این کار را لازم و یکی از سنت‌های نماز می‌دانند, ولی مالکیه آن را لازم و سنت نمی‌دانند.
از نظر شیعه و مکتب فقهی اهل‌بیت(ع) این کار بدعت و حرام است و نماز را باطل می‌کند و از آن‌جا که بعضی از اهل‌سنت نیز با دست باز نماز می‌خوانند, در این مسئله, مشکلی برای شیعه وجود ندارد.

4. برگرداندن صورت به چپ و راست در حال خواند سلام
شافعی‌ها و حنفی‌ها و حنبلی‌ها عقیده دارند که مستحب است نمازگزار در حال خواندن سلام نماز, در سلام اول صورت خود را به طرف راست و در سلام دوم به طرف چپ برگرداند, آن هم به اندازه‌ای که از پشت‌سر صورت او دیده شود. مالکی‌ها نیز این کار را مستحب می‌دانند, ولی آن را به سلام آخر اختصاص داده‌اند.
از نظر شیعه نمازگزار هنگام سلام نماز نباید صورتش از قبله منحرف شود.

5. قنوت
از نظر فقه شیعه, قنوت, در رکعت دوم تمام نمازها, مستحب است ولی اهل سنت معتقدند که قنوت در نماز در حالی مستحب است که بلا و مصیبتی بر دیگر, که در چنین حالتی مستحب است قنوت بخوانند و برای رفع آن بلا از مسلمانان, دعا کنند. آنها این قنوت را القنوت‌عندالنازعه می‌نامند و در غیر این صورت قنوت نمی‌خوانند.
از نظر شیعه قنوت واجب نیست, بنابراین ترک آن اگرچه از روی عمد باشد اشکالی در نماز ایجاد نمی‌کند.

6. عبور از مقابل نمازگزار
از نظر اهل‌سنت عبور کردن از مقابل نمازگزار حرام است, حتی در بعضی از کتاب‌های حدیثی آنان آمده است که نمازگزار باید مانع عبور عابر از مقابل خود باشد, اگرچه این کار به درگیری بکشد, و کسی که از مقابل نمازگزار عبور می‌کند شیطان است. به همین جهت وقتی در مکه یا مدینه از مقابل کسی که نماز می‌گذارد, عبور کنید, با اعتراض شدید او و دیگران روبرو می‌شوید و حتی ممکن است برای این کار خشونت هم نشان بدهند. بنابراین زائران ایرانی باید از پیش, به این مسئله توجه داشته باشند.
از نظر شیعه عبور از مقابل نمازگزار حرام نیست ولی مستحب است که نمازگزار حایلی مانند عصا یا تسبیح یا چوب یا ریسمان قرار دهد تا میان او و کسانی که از مقابل او عبور می‌کنند قرار گیرد, و این از باب احترام به نماز و رمز انقطاع از مردم به سوی خداست.

7. اذان و اقامه
از نظر اهل‌سنت, اذان گفتن برای نماز صبح, پیش از رسیدن وقت آن, یعنی پیش از طلوع‌فجر مستحب است, و لذا آنان حدود بیش از طلوع‌فجر اذان می‌گویند که در حقیقت اعلام وقت نافله است تا مردم برای خواندن نماز صبح آماده شوند و بیش از آن, نمازهای نافله را بخوانند.
و چون وقت نماز صبح می‌رسد یکبار دیگر اذان می‌گویند و این اذان برای اعلام داخل شدن وقت نماز صبح است, و پس از آن اقامه می‌گویند. بنابراین برای نماز صبح دوبار اذان و یک‌بار اقامه گفته می‌شود. از نظر فقهای شیعه, اذان باید پس از داخل شدن وقت گفته شود.
اهل‌سنت جمله حی‌علی خیرالعمل را در اذان صبح نمی‌گویند. در برخی از کتاب‌های آنان آمده است که در زمان پیامبراسلام(ص)و زمان خلیفه اول, این جمله در اذان گفته می‌شد و خلیفه دوم از آن نهی کرد و دستور داد در اذان صبح به جای این جمله دوبار بگویند: الصلوه خیر من النوم

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم شهریور 1385ساعت 21:38  توسط احمد عزیزی  | 

1- مسلمان كافر

قال رسول الله - صلي الله عليه و آله :                                                         

مَا بَيْنَ المُسْلِمِ وَ بَيْنَ اَنْ يَكْفُرَ الاّ اَنْ يَتْرُكَ الصَّلاةَ الفَرِيضَهَ مُتَعَمِّدَاً أَوْ يَتَهَاوَنَ بِهَا فَلا يُصَلِّيها ؛

 فاصلة بين مسلمان و بين كفرش ، چيزي جز ترك نماز واجب نيست ؛ چه عمداً ترك نمايد و اصلاً قبول نداشته باشد و يا از بي اعتنايي نماز نخواند .     

    { بحارالانوار،ج82،ص216 {

 

  2 - لعن فرشتگان

 قال رسول الله – صلي الله عليه و آله :

تَارِكُ الصَّلاةِ مَلْعُونٌ فِي التَّوْرَاةِ ، ملَعْوُنٌ فِي الإِنْجِيلِ ، مَلْعُونٌ فِي الزَّبُورِ ، مَلْعُونٌ فِي القُرْآنِ ، مَلْعُونٌ فِي لِسَانِ جِبْرَئِيلَ ، مَلْعُونٌ فِي لِسَانِ مِيكَائِيلَ ، مَلْعُونٌ فِي لِسَانِ اِسرَافِيلَ ، مَلْعُونٌ فِي لِسانِ مُحَمَّدٍ ؛

 ترك كنندة نماز در تورات و انجيل و زبور و قرآن ، مورد لعنت قرار گرفته و به زبان جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل و محمّد(ص) معلون است . 

 { الحكم الزاهره،ص294 {

3 - اهل دوزخ

 قال علي – عليه السلام :

اَلا تَسْمَعُونَ اِلي جَوابِ اَهْلِ النَّارِ حِينَ سُئِلُوا : «مَاسَلَكَكُمْ فِي سَقَرٍ ؟ قَالُوا : لَمْ نَكُ مِنَ المُصَلِّينَ » ؛

 آيا به پاسخ اهل دوزخ گوش فرا نمي دهيد كه وقتي از آنها مي پرسند : « چه چيز شما را گرفتار دوزخ ساخت ؟ مي گويند : ما از نمازگزاران نبوديم »            { نهج البلاغه ، خطبة 190  {

 

4 -  تفاوت بي نماز و زناكار

عن سعدة بن صدقة : 

سُئِلَ اَبُو عَبْدِاللهِ - عَلَيْهِ السَّلامُ - مَا بَالُ الزَّانِي لاتُسَمِيِّهِ كَافِراً وَ تَارِكُ الصَّلاةِ تَسَمِّيهِ كَافِرَاً وَ مَا الْحُجَّهُ فِي ذلِكَ ؟ فَقَالَ : لأنَّ الزَّانِي وَ مَا اَشْبَهَهُ أنَّما يَعْفَلُ ذلِكَ لِمَكَانِ الشَّهْوَةِ لِأنَّها تَغْلِبُهُ وَ تَارِكُ الصَّلاةِ لايَتْرُكُها اِلاّ اسْتِخْفَافَاً بِها وَ ذلِكَ لأِنَّكَ لاتَجِدُ الزَّانِيَ يَأْتِي الْمَرْأَةَ اِلاّ وَ هُوَ مُسْتَلِذٌّ لإتْيَانِهِ إيَّاهَا قَاصِداً إلَيْهَا وَ كُلُّ مُنْ تَرَكَ الصَّلاةَ قَاصِدَاً لِتَرْكِهَا فَلَيْسَ يَكُونُ قَصْدُهُ لِتَرْكِهَا اللَّذَةَ فَإذَا نُفِيَتْ وَقَعَ الإسْتِخْفَافُ وَ إذَا وَقَعَ الإسْتِخْفَافُ وَقَعَ الكُفْرُ ؛

 سعده از حضرت امام صادق(ع) پرسيدند : چرا زاني را كافر نمي دانيد و تاريك نماز را كافر مي دانيد ، حضرت در پاسخ فرمودند چون شخص زناكار و شبيه آن (شارب خمر ،قمارباز و . ..) از جهت لذّتي كه در آن عمل است و آن لذّت غالب ميگردد بر نفسشان ، آن عمل را انجام مي دهند؛ ولي تارك نماز ، نماز را ترك نمي كند مگر از جهت سبك شمردن و بي اعتنايي كردن به آن و نيز هر زاني از عمل خود لذّت مي برد و به خاطر قصد لذّت آن عمل را انجام ميدهد ، ولي هيچ تارك نمازي از ترك نماز لذّت نمي برد؛ بنابر اين فقط به عنوان سبك شمردن نماز، نماز را ترك مي نمايد . وقتي نماز سبك شمرده شد كفر مي آيد .  { وسائل الشيعه ،ج3،ص28 { 

 

۵-لعن بر بی نماز

 قال علي – عليه السلام :

اللّهُمَّ العَنْ مَنْ تَرَكَ الصَّلاةَ مُتَعَمِّدَاً ؛

 خدايالعنت كن كسي راكه عمداً نمازرا ترك كند.  { جامع احاديثالشيعه،ج4،ص{76

 

۶ - زيانكار

عن عبيد بن زرارة قال :

سَأَلْتُ اَبَا عَبْدِاللهِ - عَلَيْهِ السَّلامُ - عَنْ قَوْلِ اللهِ - عَزَّوَجَلَّ - « وَ مَنْ يَكْفُرْ بِالإيمَانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ ، وَ هُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الخَاسِرينَ »   { سوره مائده،آيه5 {    قَالَ : تَرْكُ الصَّلاةِ الَّذي أَقَرَّبِهِ ... ؛

 از امام صادق (ع) پرسيدم ، از سخن خداي عزّوجلّ : « هر كس به ايمان كافر شود به تحقيق عملش نابود شده و او را آخرت از زيانكاران است» امام(ع) فرمود : ترك كردن نماز است كه به آن اقرار كرده است .     { بحارالانوار،ج82،ص219  {

 

 

وَاَقِمِ الصَّلوةَ إنَّ الصَّلوةَ تَنْهي عَنِ الفَحْشَاءِ وَ المُنْكَرِ وَ لَذِكْرَ اللهُ اَكْبَرُ ؛   { سوره عنكبوت،آيه{45

و نماز را بر پا دار، كه نماز (انسان را ) از زشتيها و گناه باز مي دارد ، و ياد خدا بزرگتر است .

 

+ نوشته شده در  جمعه دهم شهریور 1385ساعت 23:54  توسط احمد عزیزی  | 

قنوت، در لغت به معناى اطاعت همراه با خضوع است.گرچه قنوت در نماز مستحب است، اما به قدرى مورد توجه است كه امام رضاعليه السلام در نامه‏اى به مأمون مى‏نويسند: قنوت يك سنّت واجب در تمام نمازهاى شبانه‏روزى است (بحار ج۸۲ ص۱۹۷) ، كه البتّه مراد امام تأكيد بر اهميت قنوت است. چنانكه اگر انسان آنرا قبل از ركوع فراموش كرد، مستحب است بعد از ركوع قضا نمايد و اگر در سجده يادش آمد بعد از سلام آنرا قضا كند.در آداب قنوت آمده است: دستها را تا برابر صورت بالا بياوريد، كف دستها رو به آسمان باشد، دو دست را كنار هم قرار دهيد و بجز انگشت شصت، باقى انگشتان را بهم بچسبانيد. بهنگام خواندن دعا به كف دست خود نگاه كنيد و دعا را بلند بخوانيد، البتّه نه به حدّى كه امام جماعت آن را بشنود.قنوت، دعاى خاصى ندارد و انسان مى‏تواند هر دعايى بخواند، چنانكه لازم هم نيست دعا به عربى باشد و مى‏توان در قنوت، حاجات خود را به فارسى هم بيان كرد. البتّه روشن است كه دعاهاى قرآنى و يا دعاهائى كه معصومين‏عليهم السلام در قنوت خود مى‏خوانده‏اند از فضيلت و اولويّت خاصى برخوردارند.

قنوت نمازهاى مختلف

تعداد قنوت در نمازها يكسان نيست، نمازهاى پنجگانه هركدام يك قنوت، آنهم قبل از ركوع ركعت دوم دارند. اما نمازجمعه كه دو ركعت است دو قنوت دارد، يكى قبل از ركوع ركعت اوّل و يكى بعد از ركوع ركعت دوّم.
در نماز عيد فطر و عيد قربان كه دو ركعت است، 9 قنوت مى‏خوانيم، 5 قنوتِ پشت سرهم قبل از ركوع ركعت اوّل و 4 قنوت پشت سرهم در ركعت دوّم، كه البتّه براى اين قنوتها، دعاى خاصى وارد شده است.
حتى در نماز آيات كه دو ركعت است و در هر ركعت 5 ركوع دارد، مستحب است قبل از ركوعهاى دوم و چهارم و ششم و هشتم و دهم قنوت خوانده شود، گرچه يك قنوت قبل از ركوع دهم كافى است.
نماز وتر كه يك نماز يك ركعتى است و در پايان نماز شب خوانده مى‏شود، قنوتى طولانى دارد و دعاهاى بسيارى در آن وارد شده است، از قبيل 70 مرتبه استغفار، 300 مرتبه «اَلعَفوْ» و دعا به چهل مؤمن.
نماز باران نيز همچون نماز عيد، در ركعت اوّل 5 قنوت و در ركعت دوم چهار قنوت دارد.
به هرحال طول دادن قنوت مستحب است. ابوذر از پيامبرصلى الله عليه وآله پرسيد: كدام نماز بهتر است؟ حضرت فرمودند: نمازى كه قنوتش طولانى‏تر باشد و كسى كه قنوتش را طولانى‏تر بخواند در مواقف قيامت راحت‏تر است.
و همچنین می فرمایند: هر كه در دنيا، صاحب قنوت‏هاى طولانى باشد، در روز دشوار قيامت و در پيشگاه عدل الهى، آسوده‏تر خواهد بود.
در قنوت ، كه حالت نيايش و طلب حاجت از خداست ، هر چه دعاهاي بهتر و خواستني هاي متعالي تر ذكر شود، بهتر است .
برخي از علما (حاج ملا هادي سبزواري ) در قنوت نماز شب خود، دعاي ((جوشن كبير)) را مي خواند. كه بسي طولاني است و شامل هزار نام و صفت خداوند است . اينگونه نماز، نشان عشق به خدا و علاقه به مناجات با اوست .

+ نوشته شده در  جمعه دهم شهریور 1385ساعت 23:39  توسط احمد عزیزی  | 

یا اباالفضل العباس

میلاد سید الساجدین امام العارفین حضرت زین العابدین (ع) و علمدار دشت کربلا حضرت اباالفضل العباس (ع) بر همه شیعیان تهنیت باد.

یا سید الساجدین

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم شهریور 1385ساعت 0:20  توسط احمد عزیزی  | 

یا حسین

عاشقان تبريک ، فصل رحمت است              فصل گل چيدن ز باغ عترت است

خنده بر هستي زد آن جان جهان                شد شب قدري دگر اي عاشقان

هر که امشب در دلش شور است و شين          با تمام دل بگويد يا حسين (ع)
 

جشن میلاد امام حسین (ع) در ملکوت

ابن عباس از پیامبر گرامی نقل می کند:
وقتی امام حسین (ع)  به‌دنیا آمد، خداوند در عالم ملکوت به فرشته خازن و عهده دار آتش جهنم،  وحی کرد که به خاطر مولودی که به پیامبرش عطا کرده است، آتش جهنم را بر اهلش خاموش کند و به رضوان، نگهبان بهشت وحی کرد که بهشت را بیاراید و آن را خوشبو گرداند و به حورالعین وحی فرمود که خود را بیارایند و به دیدار یکدیگر بروند و به ملائکه وحی فرمود که در صفوفی بایستند و به تسبیح و تحمید و تمجید و تکبیر بپردازند.

امام حسین (ع)  در شکم مادر، کراماتی صادر شده که از آن جمله است:
1- فاطمه (س) از شکم خود صدای ذکر و تسبیح و تقدیس خدا را می‌شنید.
2- نور حسین (ع)  بر صورت و پیشانی فاطمه زهرا ( س)  ظاهر شده بود، به
گونه ای که پیامبر اکرم (ص) به او فرمود: «ای فاطمه، من در صورت تو نوری مشاهده می‌کنم. به زودی حجت و امامی برای مردم به‌دنیا می‌آوری
»

۳-« وقتی فرزندم حسین در شکمم بود، در تاریکی شب، نیازی به چراغ نداشتم.»

یا حسین

 
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور 1385ساعت 0:2  توسط احمد عزیزی  | 

سجده مخصوص نماز نيست، بلكه در موارد ديگرى نيز مطرح است و حتى گاهى واجب مى‏شود، مانند تلاوت يكى از چهار آيه‏اى كه سبب سجده مى‏گردد.يكى از موارد شكر، سجده شكر است كه به آن سفارش بسيار شده است.سجده شكر، يعنى تشكر از نعمت‏هاى بى‏پايان الهى كه بر ما و خانواده ما نازل شده است. امام صادق‏عليه السلام مى‏فرمايد: هرگاه ياد نعمتى افتادى، صورت خود را براى تشكر بر زمين بگذار و اگر ديدى كه مردم ترا مى‏بينند به احترام آن نعمت كمى خم شو. (وافی ،ج8،ص825) پيامبر اكرم را ديدند كه از شتر پياده شد و پنج سجده كرد و فرمود: جبرئيل بر من نازل شد و پنج بشارت به من داد و من براى هر بشارتى يك سجده كردم. (محجه البیضا.،ج1 ص346) حضرت على‏عليه السلام گاه درسجده شكربيهوش مى‏شد (جامع الحادیث ج5 ص459) و از امام زمان‏عليه السلام نقل شده كه لازم‏ترين سنّت‏ها، سجده شكر است. (جامع الحادیث ج5 ص453) در سجده شكر هرگونه ذكر و دعايى جائز است، امّا گفتن «شُكْراً لِلَّه» و «اَلْحَمْدُ لِلَّهِ» و ياد نعمت بزرگ ولايت اهل بيت‏عليهم السلام سفارش شده است. (جامع الحادیث ج5 ص465) خداوند مى‏فرمايد: پاداش كسى كه سجده شكر كند آن است كه من هم از او تشكر مى‏كنم. (الفقیه،ج1 ص334)گرچه سجده شكر زمان و مكان بخصوص ندارد، اما بهترين زمان آن پس از هر نماز و به عنوان يكى از تعقيبات نماز است.

+ نوشته شده در  جمعه سوم شهریور 1385ساعت 22:28  توسط احمد عزیزی  | 

نماز و فشارخون

افزايش فشار خون يكي از شایعترين دلايل مراجعه به پزشك در سرتاسر دنياست . بعنوان مثال يكي از جديدترين آمار ها ، در ايالات متحده آمريكا، شایعترين بيماريي كه افراد را ناگزير به استفاد از دارو، مي كند افزايش فشار خون ذكر كرده است ،به علت عوارض خطرناك و متعددي كه اين بيماري در بسياري از اغضاي بدن از جمله قلب و مغز و كليه و چشم و .... دارد ، سعي و اهتمام فراواني در دانش پزشكي براي پيشگيري و كنترل اين بيماري در پيش گرفته شده است .

در تمامي منابع معتبر علمي ، براي پيشگيري از ابتلا به افزايش فشار خون و همچنين كنترل تعداد زيادي از بيماران كه افزايش فشار خون در حد خفيف يا متوسط دارند ، رعايت برخي اصول و استفاده از درمانيهاي غير دارويي توصيه مي شود . درمانهاي غير دارويي ضمن آن كه هزينه چناني را بر بيمار تحميل نمي كنند . در پايين آوردن فشار خون و ممانعت از بروز و پيشرفت آن مؤثرند .

از جمله چهار درمان اوليه و بسيار مهم غير دارويي كه در منابع جديد علمي براي كنترل فشار خون مورد توجه قرار مي گيرند ، عبارتند از : 1- كاهش دادن اضطراب و استرس ها  2- كاهش يا عدم مصرف الكل 3- كم كردن وزن 4- انجام ورزش هاي سبك بطور منظم در شبانه روز .

اما با توجه به نقش بسيار مهمي كه نمازهاي واجب يوميه ، در ايمن كردن انسان در مقابل استرس ها و مشكلات گوناگون زندگي ايفا مي كنند و نيز با توجه به الزامي كه نماز به شخص نمازگزار مبني بر عدم مصروف مشروبات الكي مي دهد ، مي توان اين امر را قدم مؤثري در پيشگيري و كنترل فشار خون تلقي كرد .  از طرفي نماز با حركات موزون و قيام و قعود و ركوع و سجود منظمي توام است كه  قابل قياس كامل با يك نرمش سبك روزانه مشابه آنچه كه در درمانهاي غير دارويي فشار خون توصيه مي شود ، مي باشد . همچنين اگر به ياد آوريم كه مسلمان نمازگزار رو به قبله مكتبي نماز مي خواند كه خداي آن مكتب از پرخوري وشكمبارگي بيزار است و مثلاً عالمان فربه و چاق را دشمن مي انگارد متوجه خواهيم شد كه هر چهار درمان غير دارويي مذكر ، براي كنترل و پيشگيري افزايش فشار خون ، در وراي احكام نوراني نماز نهفته است .

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم شهریور 1385ساعت 22:34  توسط احمد عزیزی  | 

 

                 ارزنده ترین گوهر مقصود نماز است نماز

                                   زیبنده ترین هدیه به مبعود نماز است نماز

              کوبنده ترین اسلحه مکتب توحید

                                  کز ریشه کند خصم تو نابود نماز است نماز

              گفتم به خرد پایه دین نبوی چیست؟

                                              فریاد برآورد بفرمود نماز است نماز

              این نکته رسول مدنی گفت به سلمان

                                 سری که به توفیق تو افزود نماز است نماز

             فرمود علی شیر خدا ساقی کوثر

                                 در مکتب ما مقصد و مقصود نماز است نماز

              گویند که با فضه چنین فاطمه فرمود 

                             سر چشمه لطف و کرم و جود نماز است نماز

              در دادگه عدل خدا روز قیامت

                                 از صلح حسن بن علی بوده نماز است نماز

              از آمدن کرب و بلا آنچه به عالم 

                                 مقصودحسین بن علی بوده نماز است نماز

              به نمازعذر نباشد چو به تن جانداری

                                      آنچه حق از همه بستود نماز است نماز

              نزد میدان عمل, موقع دیوان حساب

                                        قاضی شاهد و مشهود نماز است نماز

              ای آنکه توئی منتظر مهدی موعود

                                   رمزی که نماید فرجش زود نماز است نماز

              آنروز که آید ز پس پرده غیبت  

                                        اول هدف مهدی موعود نماز است نماز

              بگو تا همه خلق بدانند 

                                         نزدیکترین راه به مبعود نماز است نماز

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت 11:18  توسط احمد عزیزی  |