تبليغاتX
                                                          سجاده من

یا علی

محراب کوفه امشب در موج خون نشسته          يا عرش کبريا را سقف و ستون شکسته

سجاده گشته رنگين از خون سرور دين            يا خاتم النبيين، يا خاتم النبيين

از تيغ کينه امشب فرقي دو نيم گرديد               رفت آن يتيم پرور، عالم يتيم گرديد

ديگر نواي تکبير از کوفه بر نيامد                  نان آور يتيمان ديگر ز در نيامد

غمخوار دردمندان امشب شهيد گرديد              امشب جهان ز فيض حق نااميد گرديد

تنها نه خون به محراب از فرق مرتضي ريخت   امشب شرنگ بيداد در کام مجتبي ريخت

امشب به کوفه بذر کفر و ضلال کِشتند              مرغان کربلا را امشب به خون کشيدند

تيغ نفاق امشب بر فرق وحدت آمد                   امشب به نام سجاد خط اسارت آمد

امشب به محو خادم، خائن دلير گرديد               آري برادر امشب زينب اسير گرديد

باب عدالت امشب مسدود شد بر انسان             امشب بناي وحدت در کوفه گشت ويران

امشب جهان ز فيض حق نااميد گرديد              امشب بنام قرآن، قرآن شهيد گرديد

سجاده گشته رنگين از خون سرور دين           يا خاتم النبيين، يا خاتم النبيين

                                                                                         

"حميد سبزواري"

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مهر 1385ساعت 20:54  توسط احمد عزیزی  | 

شب قدر

فرا رسيدن ماه رمضان، ماه ضيافت‌الله، ماه نزول قرآن بر تمام مسلمين مبارک باد.

ماه رمضان شد، مى و ميخانه بر افتاد

عشق و طرب و باده، به وقت ‏سحر افتاد

افطار به مى كرد برم پير خرابات

گفتم كه تو را روزه، به برگ و ثمر افتاد

با باده، وضو گير كه در مذهب رندان

                             در حضرت حق اين عملت ‏بارور افتاد    (امام خمینی)

ویژه نامه ماه مبارک رمضان

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مهر 1385ساعت 19:30  توسط احمد عزیزی  | 

این مطلب را گذاشتم به خاطر اینکه بعضی از دوستان سوال می کنند دراین مورد انشاالله که مورد توجه تان قرار بگیرد(البته جواب دوستانی که پرسیدن قبلا به ایمیل شان فرستاده شده)

سبب اختلاف شيعه و سني در احکام و مسائل ديني مانند وضو و نماز چيست؟

 

اختلاف شيعه و اهل سنت در اين مسائل به اختلاف در مباني استنباط احکام ديني برمي گردد

 هر يک از مذاهب فقهى اسلامى براى استنباط احکام دين، از يکسرى اصول و مبانى بهره مي گيرند. طبيعى است که اگر در اصول، مبانى و منابع استنباط با هم اختلاف داشته باشند، نتيجه و رهاورد استنباط ها متفاوت خواهد شد.

 بسيارى از اختلافات فقهى شيعه و سني،‌ ريشه در تفاوت ديدگاه ها در اصول و مبانى استنباط دارد، مثلا‍ً اهل سنت افزون بر قرآن و سنت پيامبر(ص) به سنت صحابه و گاهى به سنت تابعين ارزش مى دهند،‌ ولى شيعه افزون بر قرآن و سنت پيامبر (ص)، به سنت اهل بيت پيامبر(ص) بها مى دهند و سنت صحابه را اگر مستند به سنّت پيامبر نباشد، به عنوان منبع شرعى نمى پذيرند.

 برخى از اختلافات فقهى ريشه در همين نکته دارد. اختلاف در وضو هم از همين نوع است. شيعيان با تمسک به حديث ثقلين، به اهل بيت و امامان معصوم(ع) مراجعه مى کنند و احکام شرعى خويش را فرا مى گيرند، امّا اهل سنّت اين چنين نيستند.

 در زمان خلفا به ويژه خليفة دوم (عمر) سياست جلوگيرى از نشر حديث رواج داشت و خلفاى بعدى تا زمان عمر بن عبدالعزيز، همين سياست را در پيش گرفتند که سرانجام بسيارى از روايت هاى پيامبر اسلام(ص) و حوادث صدر اسلام به فراموشى سپرده شد و نسل هاى بعدى نسبت به آن بيگانه شدند.

ازاين پس شيعيان با مراجعه به امامان معصوم(ع) توانستند سنت فراموش شده پيامبر(ص) را دريابند و آن را سرمشق زندگى خويش قرار دهند؛ به عنوان مثال: امام باقر(ع) در اين راستا ظرف آبى برداشت و به وضو پرداخت و فرمود: پيامبر (ص) چنين وضو مى ساخت.(1) کيفيت وضوى اهل سنت به جهت تفسيرى است که ايشان از آيه «فاغسلوا وجوهکم و ايديکم الى المرافق» (2) دارند.

ظاهر معناى آيه چنين است که صورت و دست‏ها را تا آرنج بشوييد. اهل سنت از کلمه «الى» خيال مى‏کنند که آيه مى‏گويد دست‏ها را از سرانگشتان به طرف آرنج بشوييد، ولى با اندکى دقّت روشن مى‏شود که کلمه «الى» تنها براى بيان حدّ شستن است، نه کيفيّت شستن.

 توضيح: آيه درست به آن مى‏ماند که انسان به کارگرى سفارش مى‏کند ديوار اتاق را از کف تا يک متر رنگ کند. بديهى است منظور اين نيست که ديوار از پايين به بالا رنگ شود، بلکه منظور اين است که اين مقدار بايد رنگ شود، نه بيشتر و نه کمتر. بنابراين فقط مقدارى از دست که بايد شسته شود، در آيه ذکر شده اما کيفيت آن در سنت پيامبر (که به وسيله اهل بيت به ما رسيده) آمده است و آن شستن آرنج است به طرف سر انگشتان.(3)

 البته مذاهب چهارگانه اهل سنت، شستن دست هنگام وضو از سر انگشتان تا آرنج را واجب نمى‏دانند و مى‏گويند بهتر است که بدين طريق وضو گرفته شود.

 اماميه(شيعه) گفته‏اند: از آرنج واجب است و عکس آن باطل است، هم چنان که مقدّم داشتن دست راست بر چپ واجب است.

 باقى مذاهب گفته‏اند: شستن آن‏ها به هر طريقى که باشد، واجب بوده و تقديم دست راست و شروع از انگشتان تا آرنج افضل است؛ (4) يعنى ثواب بيشترى دارد.

 شستن پا به جاى مسح که ميان اهل سنت رواج دارد، تفسير خاصى است که از ادامه همان آيه ارائه داده‏اند. به نظر آنها کلمه «ارجلکم» (پاها) بر «وجوهکم» (صورتها) عطف شده و بايد مانند آن شسته شود، اما شيعه معتقد است اين کلمه بعد از کلمه رؤوس (سرها) ذکر شده و عطف به آن است و بايد پاها را مانند سر مسح کنيد. در هر حال اختلاف عمل در مذاهب اسلامى ناشى از اختلاف برداشت و فهم متفاوت از آيات بوده و سنت پيامبر را هر دو گروه طبق عقيده خود مى‏دانند، اما شيعه افتخار دارد که پيرو ائمه اطهار بوده و پيشوايان معصوم(ع) از آيات الهى و روش و سنت و گفتار رسول خدا(ص) آگاه‏تر بوده و درست‏تر تفسير مى‏کنند. و همان گونه که بيان شددر روايات ائمه(ع) بيان شده که روش وضوى پيامبر(ص) به روش شيعه بوده است. مسئله دست بسته بودن (تکفير و يا تکتّف) در حال نمازکه اهل سنت انجام مي دهند, از زمان خليفهء دوم مرسوم شد و از بدعت هاى ايشان است . در زمان پيامبر و خليفهء اول اين طور نماز مي خواندندهنگامى که اسيران جنگى ايرانى بر عمر وارد شدند, همين کار راکردند. عمر از اين کار خوشش آمد و گفت : خوب است در نماز در برابر پروردگار همين کار را بکنيم .

اما شيعه با توجه به روايات امامان معصوم آن را درست نمي داند. . امام باقر(ع) فرمود: و عليک بالاقبال على صلاتک ... قال : ولا تکفّر فانّما يصنع ذلک المجوس ; بر تو باد به توجه قلبى بر نمازت ... و دست بر روى دست در حال نماز نگذار, زيرا اين کار مجوس است. (5 )

بنابر اين به عقيده شيعه اين نحو نماز خواندن درست نيست وتکفير يکى از مبطلات نماز است , زيرا بدعت در دين محسوب مي شود.پيامبر(ص)فرمود: صلّوا کما رأتيمونى أصلى ; همانطور که من نماز مى خوانم نماز بخوانيد. پيامبر و اصحاب دست بسته نمى خواندند.

 

پى‏نوشت‏ها:

 1- شيخ حرّ عاملي، وسايل الشيعه، ج 1، ص 274،‌ ج 7.

2 - سوره مائده (5) آيه 6.

 3 - تفسير نمونه، ج 4، ص 286.

 4 - محمد جواد مغنيه، فقه تطبيقى ،ترجمه کاظم پورجوادى، ص 40.

 5 - وسائل الشيعه , ج 4 باب 15 از ابواب قواطع الصلاة

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم مهر 1385ساعت 20:55  توسط احمد عزیزی  |